احساس به فکر ٬حیات می بخشدو فکر به احساس٬ چرا که احساس آرزو است وآرزو عشق است٬ راه به ظهور رساندن عشق این است که آرزویت را برای عشق تربیت کنی٬ عشق به همه چیزو همه کس از جمله به خودت٬ آرزوی تربیت شده وابزاری قدرتمند برای فعل در آمدن قانون عشق را می دهد.عشق نیرویی خلاق است که در پس پرده تمامی تجلیات هستس دست اندر کار است.عملکردهمین قانون حیرت آور عشق است که موجب شده آدمی در همه اعصار بر این اعتقاد حقیقی پایبند باشد که باید مقامی اختصاصی وجود داشته باشد که به دعاها وتمایلات او پاسخ گوید چنان که خود را از عشق اشباع کنی شکست ناپذیر می شوی هنگامی که احساسی عمیق نسبت به موضوعی پیدا می کنی چیزی را آرزو می کنی درآن صورت نیروی حیات را به ذهن وقلب خود وارد وانگیزه درجه موفقیت٬ خوشبختی وشادکامی هنگامی نصیب آدمی می شود که به درک و همکاری آگاهانه با قانون مهر ورزی وعشق پراکنی نایل آمده باشد٬ آدمی به همان اندازه که عشق ورزد دریافت می کند نه کمتر٬نه بیشتر!
عشق چيست ؟ عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير ترين جهان بيني آدمي است آن جهان بيني نجيب و جليل كه از آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند براي : روزي كه كمترين سرود بوسه است و هر انسان براي هر انسان برادريست روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند قفل افسانه اي است و قلب براي زندگي بس است
عشق فروتن است عشق فروتني است از ياد نبريم كه درسرتاسر زندگي خود هرگاه به انسان والايي شايسته ي عشق برخورده ايم نخستين خصلت برجسته اي كه در او يافته ايم فروتني او بوده است و هر قدر درجه ي دانش و فرهنگ وي بالاتر به همان نسبت فروتني او نيز افزونتر است پس عشق را با اين نخستين خصلت بزرگ و خجسته مي توان بازشناخت عشق نيكي است عشق همه ي نيكي هاي جهان را در خود جمع دارد و به همين سبب نيرومند است به سبب همين نيرومندي است كه مهربان و ايثارگر است و به عكس دمي به اين سنگين دلان و ستمكارگان افسار گسيخته ي سرتا سر جهان بنگريد كه سنگين دلي و ستمكارگي آنان به رغم نيرومندي ظاهريشان حاصل ضعف و پلشتي آنهاست
در طلوع صبحی مقدس بیاییم لحظه ها را با انضباطی روحانی و منزه تطهیر کنیم به جای کسب شهرت و جلب احترام از دیگران مشتاق وطالب به دست آوردن رحمت الهی باشیم خداوند ظهر عشق وزیبایی است. در هر نفس باعشق می توانیم خوشبختی را احساس کنیم .در این روند پیشرفت ماهم فراهم می شود وموجبات آرامش خاطر نیز می شود.
خوشبختی وموفقیت یک احساس درونی است که تنها در مقصود عشق ودوست داشتن خلاصه و پیکان آن از مسیر قلب می گذرد.خوشبختی چیزی جز احساس گرمی و آرامش در دل نیست ودل جایگاه خداوند است وبس.
بیاییم افکار واعمال خویش را بر پایه اشتیاق استوار ساخته ولبریز از عشق به همنوع خودخدمت کنیم وبدانیم که خدمت به انسانها تنها راه خدمت به خداوند است.اگر تک تک افکار واعمال ما شایسته عظمت آفرینش ما باشد شکوه خوشبختی را با تمام وجود احساس خواهیم کرد.بشر برای مشارکت وخدمت به دنیا آمده است نه برای غم واندوه اگر ما به خودمان اعتماد کنیم خوشبختی از دستانمان نخواهد لغزید.به امیدآن روز....
بنده مهسا هستم.همکار جديد احمد امروز اومدم وبه جمع شما دوستان پيوستم.
نوشتن اولين پست معمولا سخته ولي ممکنه؟
دشتها نام تو را مي گويند كوهها شعر مرا مي خوانند كوه بايد شد و ماند رود بايد شد و رفت دشت بايد شد و خواند در من اين جلوه اندوه زچيست ؟ درتو اين قصه ي پرهيز كه چه ؟ درمن اين شعله عصيان نياز در تو دمسردي پاييز كه چه ؟